حدیث روز
امام علی (علیه السلام) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۲۰ مرداد , ۱۴۰۱ 14 محرم 1444 Thursday, 11 August , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 468 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 10 تعداد دیدگاهها : 2×
رشد در قرآن کریم (۲)
۲۸ آذر ۱۴۰۰ - ۲۲:۲۴
شناسه : 1910
4

عوامل و زمینه‌های رشد علی‌رغم فطری بودن رشد طلبی انسان، دست‌یابی به رشد قرآنی، نیازمند عواملی است؛ تا انسان را در این راستا یاری نماید. برخی از آنها عبارتند از: ۱٫ دعا: یکی از عواملی که زمینه‌های رشد انسان را فراهم می‌سازد، دعا به درگاه خداوند احدیت است: «وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِى عَنىّ‌ِ فَإِنىّ‌ِ قَرِیبٌ […]

ارسال توسط : نویسنده : محمدمؤذنی منبع : پژوهه
پ
پ

عوامل و زمینه‌های رشد

علی‌رغم فطری بودن رشد طلبی انسان، دست‌یابی به رشد قرآنی، نیازمند عواملی است؛ تا انسان را در این راستا یاری نماید. برخی از آنها عبارتند از:

۱٫ دعا:

یکی از عواملی که زمینه‌های رشد انسان را فراهم می‌سازد، دعا به درگاه خداوند احدیت است:

«وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِى عَنىّ‌ِ فَإِنىّ‌ِ قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ

فَلْیَسْتَجِیبُواْ لىِ وَ لْیُؤْمِنُواْ بىِ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون‌»[۱۴]

«و هنگامى که بندگان من، از تو در باره‌ی من سؤال کنند، (بگو:)

من نزدیکم! دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مى‌خواند،

پاسخ مى‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند،

تا راه یابند (و به مقصد برسند)!»

در حقیقت، دعا، نوعی ایجاد ارتباط با خداست که کمال مطلق و منبع رشد اوست؛ و چه رشدی بالاتر از این که بنده‌ی ناچیز با خداوند عالمیان رابطه‌ای نزدیک داشته باشد.[۱۵]

۲٫ کسب علم:

کسب علم و آگاهی از مهمترین عوامل رشد و غذای روح است؛ لذا، هر چه بیشتر به تحصیل علم پرداخته شود، موجب رشد و تغذیه‌ی بیشتر روح می‌گردد.[۱۶]قرآن گفتگوی حضرت موسی با همراهش (خضر) را اینگونه بازگو می‌کند:

«قالَ لَهُ مُوسى‌ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‌ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدا»[۱۷]

«موسى به او گفت: آیا از تو پیروى کنم تا از آنچه به تو تعلیم

داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزى؟»

آیه در حقیقت درخواست موسی از خضر را بیان می‌کند که جهت دستیابی به رشد، از ایشان درخواست آموزش و تعلیم نمود.[۱۸]

۳٫ عبرت از گذشتگان:

بیان قصه‌های گذشتگان یکی از مواردی است که خداوند از آنها برای رشد انسانها در قرآن به کار برده است:

«لَقَدْ کانَ فی‌ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ ما کانَ حَدیثاً یُفْتَرى‌

وَ لکِنْ تَصْدیقَ الَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصیلَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ هُدىً

وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»[۱۹]

«در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان اندیشه بود!

اینها داستان دروغین نبود؛ بلکه، (وحى آسمانى است، و)

هماهنگ است با آنچه پیش روى او قرار دارد و شرح هر چیزى

و هدایت و رحمتى است، براى گروهى که ایمان مى‌آورند!»

قصص قرآنی از آنجا که افسانه سرایی نبوده؛ بلکه، واقعیات تاریخی را به گونه‌ای عبرت آموز بیان می‌کند؛ برای کسانی که طالب رشد و هدایت هستند، بسیار لازم، مفید و راهگشا می‌باشد.[۲۰]

۴٫ توجّه به معاد:

توجّه دادن انسانها به مسأله‌ی معاد و روز جزا، تأثیر بسیاری در رشد آنها دارد:

«وَ قَالَ الَّذِى ءَامَنَ یَاقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشَادِ یَاقَوْمِ

إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَوةُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَ إِنَّ الاَْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ»[۲۱]

«کسى که (از قوم فرعون) ایمان آورده بود گفت: اى قوم من! از من

پیروى کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم. اى قوم من!

این زندگى دنیا، تنها متاع زودگذرى است و

آخرت سراى همیشگى است!»

برای اینکه مؤمن آل‌فرعون ثابت کند که راه او منجر به رشد و رستگاری می‌گردد، جهت نفوذ بیشتر در سخنان خود، به مسأله‌ی معاد اشاره می‌کند؛ چون، عقیده به ناپایداری زندگی دنیا و ابدی بودن زندگی پس از مرگ، انسان را به خود می‌آورد؛ تا برای زندگی ابدی خود نیز اندیشه‌ای نموده و نیروهای خود را در این راستا به تحرک وا‌دارد.[۲۲]

موانع رشد

طی کردن راه رشد و کمال، برای انسان بسیار دشوار و با موانعی همراه است و تا زمانیکه، این موانع از وجود انسان زدوده نشده و سد راهش قرار گرفته، امکان رشد و تکامل برای انسان قابل تصور نیست. دو نمونه از اهم آن موانع را اشاره می‌کنیم:

۱٫ تکبّر:

تکبر ورزیدن در برابر خدای متعال و حقایق الهی، طی رشد و تکامل را از انسان گرفته و به ضلالت و بدبختی می‌کشاند؛ زیرا، با اینکه انسان راه رشد و گمراهی را می‌بیند، اما تکبر و غرور او، از ایمان آوردن به آیات الهی و واردشدن در راه هدایت و سعادت ممانعت می‌کند و با قرار گرفتن در مسیر لجاجت، راه رشد و هدایت را رها می‌نماید:[۲۳]

«سَأَصْرِفُ عَنْ ءَایَاتىِ‌َ الَّذِینَ یَتَکَبرَُّونَ فىِ الْأَرْضِ بِغَیرِْ الْحَقّ‌ِ

وَ إِن یَرَوْاْ کُلَّ ءَایَةٍ لَّا یُؤْمِنُواْ بهَِا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الرُّشْدِ

لَایَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَ إِن یَرَوْاْ سَبِیلَ الْغَىّ‌ِ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلًا»[۲۴]

«بزودى کسانى را که در روى زمین بناحق تکبّر مى‌ورزند، از

(ایمان به) آیات خود، منصرف مى‌سازم! آنها چنانند که اگر هر

آیه و نشانه‌اى را ببینند، به آن ایمان نمى‌آورند؛ اگر راه هدایت

را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمى‌کنند و اگر طریق گمراهى

را ببینند،آن را راه خود انتخاب مى‌کنند!»

۲٫ همنشین ناسالم:

همنشینی و مباشرت با افراد ناسالم یکی از موانع بزرگ در مسیر رشد و هدایت انسان است؛ چرا که این افراد، انسان را به غفلت گرایش داده و از یاد خدا باز می‌دارند:

«وَ إِخْوانُهُمْ یَمُدُّونَهُمْ فی‌ الغَیِّ ثُمَّ لا یُقْصِرُون‌»[۲۵]

«و (ناپرهیزگاران را) برادرانشان (از شیاطین) پیوسته

در گمراهى پیش مى‌برند، و باز نمى‌ایستند!»

آیه بیانگر اینست که مشرکان توسط برادران ناباب خود به سوی گمراهی کشیده می‌شوند و آنها را در مسیر انحراف یاری می‌رسانند.[۲۶]

منابع :

[۱]. فراهیدی، خلیل بن أحمد؛ العین، انتشارات هجرت، قم ، ۱۴۱۰ق، چاپ دوم، ج‌۶، ص۲۴۲٫

[۲]. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران،بنگاه ترجمه ونشر کتاب، ۱۳۶۰ ش ج‌۴، ص۱۴۰؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی، دار العلم الدار الشامیة، دمشق بیروت، چاپ یکم، ۱۴۱۲ق، ص ۳۵۴٫

[۳]. فصلت/۴۹٫

[۴]. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، چاپ اول، ج‌۱۲، ص ۳۶٫

[۵]. إسرا/۹٫

[۶]. أنبیاء/۵۱٫

[۷]. طباطبائی(علامه)، سیّد محمد حسین؛ تفسیر المیزان، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم، ج‌۱۴، ص ۲۹۶و ۲۹۷٫

[۸]. سبأ/ ۱۵٫

[۹]. تفسیر المیزان، ج‌۱۶، ص ۳۶۵٫

[۱۰]. سبأ/ ۱۸٫

[۱۱]. تفسیر نمونه، ج‌۱۸، ص ۶۴٫

[۱۲]. نمل/ ۳۲٫

[۱۳]. تفسیر المیزان، ج‌۱۵، ص ۳۵۹و ۳۶۰٫

[۱۴]. بقره/۱۸۶٫

[۱۵]. قرشى، سید على اکبر،تفسیر أحسن الحدیث، بنیاد بعثت‌، ۱۳۷۷ش، تهران ، چاپ سوم،، ج‌۱، ص ۳۳۸٫

[۱۶]. طیب، سید عبد الحسین؛ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ ش، چاپ دوم، ج‌۱۳، ص ۳۹۶٫

[۱۷]. کهف/۶۶٫

[۱۸]. تفسیر المیزان، ج‌۱۳، ص ۳۴۲٫

[۱۹]. یوسف/۱۱۱٫

[۲۰]. تفسیر نمونه، ج‌۱۰، ص ۱۰۱٫

[۲۱]. غافر/۳۸- ۳۹٫

[۲۲].تفسیر المیزان، ج‌۱۷، ص ۳۳۲٫

[۲۳]. تفسیر نمونه، ج‌۶، ص ۳۶۷٫

[۲۴]. أعراف/۱۴۶٫

[۲۵]. أعراف/۲۰۲٫

[۲۶]. تفسیر المیزان، ج‌۸، ص۳۸۱٫

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.