حدیث روز
امام علی (علیه السلام) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۲۰ مرداد , ۱۴۰۱ 14 محرم 1444 Thursday, 11 August , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 468 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 10 تعداد دیدگاهها : 2×
پیشینه معرفت شناسی (۲)
۲۳ آذر ۱۴۰۰ - ۰:۲۰
شناسه : 1892
3

اهمّ دیدگاههاى معرفت‏شناسى ارسطو عبارتند از: (۱۷)۱-امکان معرفت:شواهد و قرائن فراوانى در آثار معلّم اول به چشم مى‏خورد که همه نشان دهنده ارزشمندى معرفت است.ارسطو با ردّ شکاکیت و سوفسطائى‏گرى، فردى واقع‏گرا تلقى مى‏شود.منطق(ارگانون یا ارغنون)که شاهکار بزرگ ارسطو است.ناظر به عالم خارج است. (۱۸) مقولات دهگانه ارسطویى مربوط به ساختمان ذهن آن گونه که […]

ارسال توسط :
پ
پ

اهمّ دیدگاههاى معرفت‏شناسى ارسطو عبارتند از: (۱۷)
۱-امکان معرفت:شواهد و قرائن فراوانى در آثار معلّم اول به چشم مى‏خورد که همه نشان دهنده ارزشمندى معرفت است.ارسطو با ردّ شکاکیت و سوفسطائى‏گرى، فردى واقع‏گرا تلقى مى‏شود.منطق(ارگانون یا ارغنون)که شاهکار بزرگ ارسطو است.ناظر به عالم خارج است. (۱۸) مقولات دهگانه ارسطویى مربوط به ساختمان ذهن آن گونه که کانت تصویر مى‏کرد، نیست.برهان حرکت که به منظور اثبات محرک اول اقامه شد، شاهد دیگرى بر امکان شناخت حرکت و محرک است. (۱۹) همچنین نفس‏شناسى او پیشفرض امکان معرفت عالم خارج را به همراه دارد.
۲-متعلق معرفت امر کلى است:ارسطو هر چند شدیدا نظریه مثل را انکار کرد، ولى از این جهت با افلاطون اشتراک نظر دارد که هر دو فیلسوف، متعلّق معرفت را کلى مى‏دانند.کلى در ضمن افراد جزئى وجود دارد و از جهت اشتراک افراد به دست مى‏آید. (۲۰)
معرفت در باب تصورات، نشان دهنده‏ طبقه‏بندى جن سو فصلى است و در تصدیقات، همیشه ذهن از کلى به جزئى سیر مى‏کند.سلسله صاعد قضایا به اصول اولیه«شهودیات»منتهى مى‏شود.بدیهیات چه به معناى امر بى‏نیاز از دلیل و چه به معناى امر مستحیل الاستدلال یا به هر دو معنى، از طریق نوعى«استقراء شهودى»(در برابر استقراء عددى)قابل حصول است.بدیهیات خود دو دسته‏اند؛و محسوسات از جمله بدیهیات ثانوى است.از این رو اساسا حسّ نزد ارسطو مقامى ارجمند دارد، تا بدان حد که بعضى او را تجربه‏ گرا خوانده ‏اند.
۳-عقل، معرفت و عقیده:«عقل»یعنى مجموعه بدیهیاتى که بشر واجد آنهاست، مثل اصل استحاله اجتماع نقیضین و دانشهاى دیگرى که بدون ارتکاب خطاى منطقى از بدیهیات به دست آیند«معرفت»نام دارند و بقیّه دانشها «عقیده»است.پس گزاره‏هایى که ذهن بشر را اشغال کرده‏اند، سه دسته‏اند:گزاره‏هاى بدیهى یا عقل یا شهود، گزاره‏هاى مبتنى بر بدیهى یا معرفت، و گزاره‏هاى غیر مبتنى بر بدیهى یا عقیده.عقیده سودى براى فرد و جامعه ندارد و ما تنها از معرفت منتفع مى‏شویم.وظیفه و نقش منطق تفکیک معرفت از عقیده است.
۴-معرفت و باور صادق:اگر انسان حدس بزند که على در اطاق است و اتفاقا هم چنین باشد، این رأى صادق یا حدس صائب (۲۱) است.معرفت افزون بر آن مشروط به ارائه دلیل است.لذا «معرفت رأى صادق مدلّل»مى‏باشد.نتیجه آنکه على رغم وجود افتراق و اشتراک میان افلاطون و ارسطو، هر دو مسائل عمده معرفت‏شناسى را مطرح کرده و نقش حسّاس آن را به ویژه در مسائل هستى‏شنایس به وضوح نشان داده‏اند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.